logo
امروز : جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰:۵۸
[ شناسه خبر : ۴۸۸۰۵ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 4 دقیقه ]
خاموشی جان کارگران پشت دود سُربی؛

مردی که نان داد و نفس باخت

مردی-که-نان-داد-و-نفس-باخت
در کارخانه‌های ذوب سرب، کارگران هر روز در میان بوی تند مواد شیمیایی و غبار سمی، نفس‌هایی کوتاه و سنگین می‌کشند. ماسک‌های بی‌کیفیت و نبود تهویه مناسب، تنها یادگار وعده‌های ایمنی مدیرانی است که خود هرگز پای در سالن‌های آلوده نگذاشته‌اند.

به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا» بدن‌های خسته، دست‌های سیاه و سرفه‌های شبانه، تصویر واقعی از بهای تولید فلزات کارگران سرب و روی است که سودش در جیب صاحبان کارخانه می‌نشیند. آن‌سوی دیوارها، صدای ریه‌های سوخته کارگران خاموش مانده است. 

بیشتر بخوانید

 

نظارت خاموش، خاک بیمار زنجان

یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با بیان اینکه آلودگی خاک در استان زنجان به بحرانی زیست‌محیطی بدل شده است، اظهار کرد: مناطق پیرامون کارخانه‌های سرب و روی، امروز دیگر فقط نقطه‌ای صنعتی نیستند، بلکه به آزمایشگاهی بزرگ از آلودگی‌های فلزات سنگین تبدیل شده‌اند.

وی با بیان اینکه نمونه‌برداری‌های متعدد نشان داده‌اند که میزان سرب و کادمیم در خاک برخی نواحی تا چندین برابر استانداردهای جهانی افزایش یافته است؛ با این حال، کارخانه‌ها همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند، بی‌آنکه ملزم به اصلاح روندها یا پاسخگویی واقعی باشند، ادامه داد: کشاورزان این مناطق در خاک آلوده محصول می‌کارند و مردم همان محصولات را می‌خورند، بی‌آنکه بدانند هر لقمه ممکن است حامل ذرات سمی باشد.

این منبع آگاه با اشاره به اینکه سازمان‌های ناظر، به جای اقدام قاطع، در چرخه‌ای از گزارش‌های تشریفاتی و وعده‌های بی‌سرانجام گرفتار شده‌اند، اضافه کرد: وقتی پسماندهای صنعتی در حاشیه مزارع و مناطق مسکونی رها می‌شود، دیگر نمی‌توان از توسعه پایدار سخن به میان آورد.

وی گفت: در کشورهای توسعه‌یافته، چنین بی‌توجهی به محیط‌زیست با جریمه‌های سنگین و توقف تولید همراه است، اما در زنجان، هزینه خطاها را مردم می‌پردازند؛ مردمی که هوای آلوده تنفس می‌کنند و خاک مسموم در سفره‌شان حضور دارد.

این منبع آگاه بیان کرد: نجات خاک زنجان نیازمند شجاعت مدیریتی، نظارت واقعی و شفافیت عمومی است. تا زمانی که سود کارخانه‌ها بر سلامت مردم ترجیح داده شود، فاجعه خاموش آلودگی ادامه خواهد داشت.

اکثر کارگران سرب و روی مشکلات ریوی دارند

کارگر کارخانه سرب و روی زنجان در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با بیان اینکه بیش از ۱۲ سال در کارخانه سرب و روی زنجان کار کردم. در ابتدا تصور می‌کردم مثل بقیه کارهاست، سخت اما قابل تحمل ولی با گذشت زمان، سرفه‌های خشک و تنگی نفس‌هایم بیش‌تر شد، اظهار کرد: برای درمان به پزشکان متعددی مراجعه کردم تشخیص آنان این بود که ریه‌هایم آسیب دیده و بخشی از آن از کار افتاده است چرا که ذرات سرب در هوا، کم‌کم در بدن جمع می‌شود و بعد از مدتی مشکلات متعددی به جود می‌آورد.

وی با بیان اینکه کار در بخش ذوب، پر از دود و بوی فلز بود در محیط کار از ماسک‌ استفاده می‌کردیم ولی فایده نداشت، ابراز کرد: چند نفر دیگر از همکارهایم مانند من از سرفه‌های پی در پی اذیت می‌شدند ولی چاره چه بود جز سوختن و ساختن ندارند.

کارگر کارخانه سرب و روی زنجان با اشاره به اینکه ما با دست‌های سیاه و لباس‌های آغشته به گرد سرب به خانه برمی‌گشتیم ولی چاره‌ای نبود؛ خرج زندگی باید درمی‌آمد، بیان کرد: حالا بعد از این سال‌ها، نفس کشیدن برام سخت شده است. بعضی شب‌ها از شدت تنگی نفس بیدار می‌شوم و دیگر نمی‌توانم استراحت کنم فقط دلم می‌خواهد شرایط کارگرها در شرکت سرب و روی بهتر شود تا شخصی دیگر به سرنوشت من دچار نشود.

همسر کارگر ۴۵ ساله نیز در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با بیان اینکه همسرم نزدیک ۱۸ سال در شرکت سرب و روی کار می‌کند و امرا معاش ما از این طریق است، اظهار کرد: همسرم کارگر سخت‌کوشی بود و اما حالا نفس‌هایش خوب نیست و تمام دندان‌هایش سیاه شده و افتاده است. چند ساله است که با مشکلات ریوی و خستگی مزمن درگیر است و بیش‌تر شب‌ها سرفه‌هاش تمامی ندارد و تارگهای صوتی وی دچار آسیب شده و صدایش گرفته و رنگ چهره‌اش پریده است.

وی گفت: اوایل نمی‌دانستیم این کار چقدر خطرناک است و دکترها گفتند تماس طولانی با سرب باعث مسمومیت و آسیب به بدن می‌شود و برای خلاصی از درد دارو استفاده می‌کند.

کارگران سرب و روی سلامتی می‌خواهند 

همسر کارگر ۴۵ ساله با تأکید بر اینکه از مسئولان فقط یک چیز می‌خوام مراقبت از کارگرها را جدی بگیرند چرا که آنان سرمایه‌های خاموش در شهر هستند، اضافه کرد: هر کدام از کارگران سرب و روی سال‌ها جان خود را در این شرکت گذاشته‌اند و حق‌ آنان است که با سلامت و احترام زندگی کنند. 

بی‌توجهی به سلامت کارگران، نه‌تنها بی‌عدالتی انسانی است، بلکه زنگ خطری برای جامعه‌ای است که رفاه خود را بر استخوان کارگر بنا کرده است.

جامعه‌ای که نیروی کارش را فرسوده و نادیده می‌گیرد، دیر یا زود ثمره بی‌توجهی خود را در رکود، نارضایتی و فروپاشی ارزش‌های انسانی خواهد چشید.

 

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر